engineer
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان
سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می كردم
engineer
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
كه می دیدم یكی عریان و لرزان،
دیگری پوشیده از صد جامه رنگین،
زمین و آسمان را واژگون مستانه می كردم
engineer
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم ،همان یك لحظه اول
كه اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان،
جهان را با همه زیبایی و زشتی به روی یكدگر ویرانه می كردم
engineer
فرودگاه بین المللی پرنسس جولیان
engineer
فرودگاه بین المللی پرنسس جولیانا، واقع در جزیره سنت مارتن در شرق پورتوریکو،
بدلیل نزدیکی بیش از حد باند فرودگاه به ساحل دریا مشهور است و از جاذبه های
توریستی آن بشمار می رود. شما می توانید هواپیماهای غول پیکر را هنگام فرود،
در چند متری بالای سر خود مشاهده کنید.
engineer
روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده .
راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ،
بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه .
شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .
استادپرسید : ” مزه اش چطور بود ؟.....
ادامه در دیدگاه...
engineer
هیچــــــــــی دیگه!
فقط خواستم یادآوری کنم ، روزِ مرد نزدیکه ..!
محمد
اوه اوه
هم الهه اومد و هم مرضیه
من فرار را بر قرار ترجیح میدهم
مهربون
بجه ها آقاي قرائتي اومده ساري؛ ما داريم مي ريم اوجا؛ باقدمو حال كنيد
ما حتي تو شمالم ب فكر غذاي روحمو هستيم؛
جه كنيم دكه خوبايم
حسين
مام رفتيمو
كسي كاري باري نداره
دگه تا شب حودود ساعت 10 يازده پيدامو نخاد شد
engineer
سه آرزو
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد. قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت: اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم. خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت: نگذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کنم، ۱۰ برابر آن را برای همسرت برآورده می کنم! خانم کمی تامل کرد و گفت: مشکلی ندارد......
ادامه در دیدگاه...
engineer
داستان کوتاه: شایعه
اعضای قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسند: «آیا زمستان سختی در پیش است؟»
رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب می ده «برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید»...
ادامه در دیدگاه...
engineer
مدیریت صحیح
در یكی از دانشگاههای تورنتو (کانادا) مد شده بود دخترها وقتی میرفتند توی دستشویی، بعد از آرایش کردن آینه را میبوسیدن تا جای رژ لبشون روی آینه دستشویی بمونه. مستخدم بی چاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. برای همین، موضوع را....
ادامه در دیدگاه...